فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
25
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ما كه از افتادن در مخاطره بيمناك بود پهنهء دريا را برگزيد و در آغاز شب از خشكى دور شد . روز چهاردهم ، در آغاز روز ، درحالى كه خليج كوچك سنپير « 26 » را در ديدرس خود داشتيم متوجه شديم كه در فاصلهاى پيشتر از خليج ماسيرا دماغه را دور زدهايم . در اين موقع باد از غرب و جنوب غربى مىوزيد و ما راه شمال را پيش گرفته بوديم . عصر هنگام ، دماغهء سن پير را در شمالغربى مسير خودمان مشاهده كرديم . روز پانزدهم همان باد ادامه داشت . چون سپيدى روز دميد كوههاى موسوم به پاللئيرو « 27 » را مشاهده كرديم و اين نامى است كه دريانوردان پرتغالى به سلسله كوههائى مىدهند كه همچون خرمنهايى از گندم و جو كه در خرمن جا گرد آورده باشند تا بكوبند و دانههاى آنها را از كاه جدا كنند هريك از پس قلهء ديگرى نمايانند . اين كوههاى كوچك سهتائى يا چهارتائى كنار يكديگر قرار دارند و در اين سفرها كاملا در ديدرس كسانى كه با باد موسمى مساعد حركت كنند واقع مىشوند و پيشتر از ساير سرزمينهاى عربستان به چشم مىخورند . بعد از ظهر ، ناخدا كه از خشكى دور مىشد تا بتواند در اين شب بدون خطر دماغهء رأس القوه را دور بزند ، راه شمالشرقى را پيش گرفت . روز شانزدهم بعد از نيمهشب ، به مدد باد مساعدى كه از جنوب غربى مىوزيد دماغهء رأس القوه را دور زديم . و چون ساحلى كه اين دماغه را تشكيل مىدهد از سواحل مجاورش پستتر است و ما شب هنگام از آن دور شده بوديم ، سپيدهدم روز بعد نه دماغه را مىديديم و نه شهر قلهات « 28 » را كه دو سه فرسنگ از آن دور تر است و قسمت كاملا شرقى عربستان را تشكيل مىدهد بايد متذكر شويم كه نصف النهار اين شهر همان است كه در غرب رودخانهء هند و از مجاورت هندوستان مىگذرد . روز هفدهم ، چون باد رفتهرفته به ضعف مىگرائيد و در شرف
--> ( 26 ) Saint Pierre ( 27 ) Palleiro ( 28 ) Calayate